برنامه‌ريزي سيستم‌هاي تجاري اخبار

v  مقايسه متدولوژي‌هاي توسعه سيستم‌هاي اطلاعاتي - برنامه‌ريزي سيستم‌هاي تجاري

برنامه ريزي سيستم هاي تجاري (BSP) يک متدولوژي توسعه سيستم هاي اطلاعاتي است که نخستين بار در اوايل دهه 70ميلادي توسط شرکت IBM ارائه شد و تاکنون نيز از سوي اين شرکت پشتيباني شده است. IBM نخستين بار اين روش را براي غلبه بر پراکندگي، عدم کارآيي و افزونگي اطلاعاتي سيستم هاي تجاري داخلي خود، که بر اثر توسعه پراکنده و مقطعي سيستم ها در واحدهاي سازماني مجزا پديد آمده بود، طراحي کرد.
موفقيت روشهايي که براي غلبه بر اين مشکلات بکار بسته شد، IBM را بر آن داشت تا با تدوين دقيق تر متدولوژي و پشتيباني آن از نظر آموزش و اجرا، آن را قابل ارائه به مشتريانش نمايد.
BSP در واقع يک متدولوژي کلان نگر است که هدف اصلي خود را برنامه ريزي براي دستيابي به يک سيستم اطلاعاتي جامع در سازمان مي داند. از همين رو، تأکيد عمده BSP بر مراحل ابتدايي زيستچرخ توسعه سيستم ها يعني امکان سنجي و برنامه ريزي است. در مرحله پياده سازي سيستم ها، اين متدولوژي با متدولوژي هاي مختلف توسعه نرم افزار، قابل تلفيق و تکميل است. هرچند خود IBM توصيه هايي نيز براي روش پياده سازي سيستم ها دارد، اما اين توصيه ها و روش ها را نبايد جزء متدولوژي BSP دانست.
در دسته بندي متدولوژي هاي ساخت يافته، BSP در رده متدولوژيهاي فرآيند مدار قرار مي گيرد، زيرا در مدلسازي اطلاعاتي يک سازمان، تأکيد عمده BSP بر شناسايي و تحليل فرايندهاي کاري است.

·        مباني و مفاهيم

·         مراحل

·         ابزارها

·         كاربرد

·         پشتيباني

·         نقد و ارزيابي

·         كتابشناسي


همانگونه که گفته شد، BSP يک متدولوژي کلان نگر است. به همين دليل دامنه عمل متدولوژي فراتر از يک سيستم خاص مي باشد. مبناي مفهومي BSP تصويري است که از يک سازمان و مجموعه سيستم هاي اطلاعاتي آن سازمان مي سازد.
منظور از سازمان هر مؤسسه يا نهاد کاري، اعم از انتفاعي يا غيرانتفاعي، دولتي يا خصوصي و بزرگ يا کوچک است.
مجموعه سيستم هاي اطلاعاتي سازمان، به عنوان يک زيرسيستم از سازمان در نظر گرفته مي شود. از سوي ديگر، با تلقي اطلاعات به عنوان يک منبع سازماني ، لزوم تدوين استراتژي براي استفاده بهينه از اين منبع (که در قالب مجموعه سيستم هاي اطلاعاتي سازماندهي مي شود) آشکار مي گردد. در واقع عناصر تصويري که BSP از سازمان مي سازد چنين است :
الف) هر سازمان به عنوان يک سيستم هدفمند، داراي مأموريت، اهداف و استراتژي است.
ب )  سيستم هاي اطلاعاتي به عنوان يک زير سيستم (بخش ) مکمل در درون سازمان عمل مي کند.
ج )  مديريت اطلاعات به عنوان يک منبع سازماني، از طريق مجموعه اي از سيستم هاي اطلاعاتي انجام مي شود که هريک از آنها، يک يا چند فرآيند کاري را در درون سازمان مکانيزه مي کنند.


براي آنکه به درک روشنتري از مفروضات مفهومي روش BSP برسيم، لازم است مشکلات متداول در سازمانهاي سنتي را يکبار مرور کنيم. در اين سازمانها، معمولا سناريوي زير براي تهيه سيستم هاي اطلاعاتي اجرا مي شود :

·         سازمان بنا به ملاحظاتي (معمولا بر حسب منابع عمده اي که بايد مورد استفاده قرار داده يا پردازش کند) به بخش هاي تشکيلاتي مجزا و تا حدودي مستقل تقسيم مي شود.

·         از آنجا که اطلاعات به عنوان يک منبع سازماني شناخته نشده است، هيچ بخش تشکيلاتي عمده اي، متولي سازماندهي آن در سرتاسر سازمان نمي شود. در عوض هر بخش تشکيلاتي براي پشتيباني عمليات خود، واحد مجزايي براي تهيه سيستم هاي اطلاعاتي تشکيل مي دهد.

·         سيستم هاي اطلاعاتي مجزا در واحدهاي مستقل، به روشهاي ناهمگون و در محيط هاي مختلف، بدون در نظر گرفتن وابستگي هاي اطلاعاتي بخش ها به ؛ همديگر تهيه مي شوند.

·         در پايان، با انبوهي از سيستم هاي مکانيزه در سرتاسر سازمان روبروييم که عليرغم هزينه هنگفت تهيه و نگهداري آنها، به دلايل زير نمي توانند نيازهاي کلي سازمان را برآورده کنند:

o   ناهماهنگي محيط ها، ابزارها و حتي مدلهاي اطلاعاتي
o   افزونگي و تداخل اطلاعاتي بين سيستم ها
o   عدم امکان تبادل اطلاعات در درون سازمان
o   عدم پوشش همه نيازهاي سازمان بخصوص نيازهاي فرا ـ بخشي مانند برنامه ريزي استراتژيک و نيازهاي مديريت عالي سازمان
o   تبديل سريع سيستم ها به برنامه هاي بدون استفاده به علت تغييرات مداوم در ساختار و مديريت سازمان

مجموعه اين مشکلات و لزوم غلبه بر آنها، به ويژه در سازمانهاي پيچيده و بزرگ، طراحان BSP را به فرمولبندي زير از ضوابط لازم براي سيستم هاي مورد نياز سازمان واداشته است :

·         پشتيباني از اهداف سازمان ؛ هر سيستم بايد در راستاي پشتيباني از اهداف کلي سازمان جهت گيري کند. به عبارت ديگر، در طراحي و تعريف سيستم ها، توجه به اهداف کلي سازمان، بايد اولويت بالاتري نسبت به نياز و اهداف مقطعي زيربخش هاي تشکيلاتي آن داشته باشد.

·         پوشش نيازهاي همه سطوح مديريتي ؛ بنابر الگوي BSP از سازمانها، در هر سازمان سه سطح مجزا و متوالي برنامه ريزي و کنترل وجود دارد :
الف ) برنامه ريزي استراتژيک
ب ) کنترل مديريتي
ج ) کنترل عملياتي
هر سيستم در سازمان بايد به گونه اي طراحي شود که در نهايت به نيازهاي اطلاعاتي مديران و پرسنل سازمان در هر سه سطح پاسخ دهد.

·         تضمين يکپارچگي ؛ يکپارچگي اطلاعات سازمان به معناي هماهنگي، سازگاري، پوشش کامل و عدم افزونگي بين زيرسيستم ها است. هر سيستم بايد يکپارچگي اطلاعات را در کل سازمان تضمين کند. به همين دليل هر سيستم تنها بايد با توجه به جايگاهش در معماري اطلاعاتي کل سازمان تحليل، طراحي و ساخته شود.

·         پايداري در مقابل تغييرات سازماني ؛ سازمانها به طور معمول در معرض تغييرات مداوم در ساختار و مديريت هستند. اين تغييرات مداوماً نيازهاي اطلاعاتي رده هاي مختلف مديريتي و نوع روابط کاري را در درون سازمان متحول مي کنند. سيستم هاي اطلاعاتي بايد به گونه اي طراحي شوند که در مقابل اين تغييرات مداوم، حداکثر پايداري را داشته باشند. هرچند هيچ ملاک عيني براي اندازه گيري ميزان پايداري يک سيستم در مقابل تغييرات سازماني وجود ندارد، با اين وجود توجه به اين اصل طراحان BSP را ناگزير از يافتن پايه اي براي تحليل جنبه هاي نسبتاً ثابت تر سازمانها کرده است.
آنان اين جنبه ها را در فرايندهاي کاري يافته اند. فرايندهاي کاري فعاليت هاي اصلي و حيطه هاي تصميم گيري هستند که فارغ از سلسله مراتب سازماني و مسئوليت هاي مديريتي تعريف مي شوند. به عنوان مثال در سازمانهاي تجاري متداول "خريد"، "فروش "، "انبارداري "، "بازاريابي " و... نمونه هايي از فرايندهاي کاري مستقل از نحوه سازماندهي يا مديريت هستند. با توجه به اهميت کانوني اين مفهوم در روش BSP، بخش عمده اي از فعاليت هاي عملي BSP مصروف شناسايي و مدلسازي اين فرايندها مي شود. به همين اعتبار مي توان BSP را يک متدولوژي فرايند ـ گرا دانست.

·         اجراي پروژه به پروژه ؛ BSP دستيابي به يک سيستم جامع اطلاعاتي را تنها از طريق برنامه ريزي و تهيه مجموعه اي از سيستم هاي مرتبط امکان پذير مي داند. هر سيستم بايد در چارچوب يک پروژه تهيه و به سيستم هاي اطلاعاتي سازمان اضافه شود. پيروي از يک برنامه کلان سازگاري و هماهنگي ميان اين پروژه ها را تضمين مي کند. اصول پنج گانه فوق، در تکنيکها، روش ها، ابزارها و مراحل روش BSP منعکس شده است.
همانگونه که گفته شد، تصوير پايه اي روش BSP مبتني بر وجود سازمان از يکسو و سيستم هاي اطلاعاتي از سوي ديگر است. وظيفه و نقش اصلي BSP معمولا به عنوان ترجمه و تبديل استراتژي سازمان به استراتژي سيستم هاي اطلاعاتي توصيف مي شود.


رهيافت BSP براي انجام اين انتقال، بر مبناي اصل برنامه ريزي از بالا به پايين و اجرا از پايين به بالا استوار است. بر مبناي اين اصل، برنامه ريزي و تحليل سيستم هاي اطلاعاتي بايد از کلان ترين ديدگاه (اهداف سازمان/ مديريت استراتژيک ) آغاز شده و با تفکيک فرآيندهاي سازمان، به برنامه ريزي مجموعه اي از سيستم هاي اطلاعاتي در قالب معماري اطلاعات سازمان بيانجامد. سپس هر سيستم در قالب يک پروژه تهيه شده و در سيستم جامع سازمان ادغام مي شود تا در نهايت همه نيازهاي اطلاعاتي را در همه سطوح پوشش دهد.


واضح است که در اين رهيافت، معماري اطلاعات نقشي محوري دارد و در واقع به عنوان نقطه عطف فرآيند تهيه سيستم جامع عمل مي کند. به همين دليل BSP هدف اوليه خود را دستيابي به معماري اطلاعات سازمان مي داند.
به اين منظور BSP پيروي از يک الگوي مرحله به مرحله را توصيه مي کند که با جزئيات آن در بخش بعد آشنا خواهيم شد. اما به طور خلاصه مي توان اين مراحل را در چهارگام عمده به شکل زير خلاصه کرد :
گام يک : تعيين اهداف سازمان
گام دو : تعيين فرآيندهاي کاري
گام سه : مدلسازي داده هاي سازمان
گام چهار : تدوين معماري اطلاعات

...بازگشت

BSP شامل دو فعاليت مقدماتي و يازده مرحله اصلي است.

1. متعهد کردن
منظور از متعهد کردن، درگير کردن مديران ارشد سازمان در جريان پروژه و کسب اطمينان از پشتيباني آنان از اجراي مراحل آن است. اين روشها براي متعهد کردن مديران پيشنهاد شده است :

·         بازديد مديران از ساير سازمانهايي که روش BSP به طور موفقيت آميز در آنها اجرا شده است.

·         برگزاري جلسات توجيهي براي مديران ارشد

·         برگزاري جلسه برنامه ريزي براي هر مدير ارشد مورد نظر

2. آماده شدن براي برنامه ريزي

آمادگي براي برنامه ريزي قبل از شروع عملي پروژه انجام شده و شامل فعاليت هاي زير مي شود :

·         تهيه و تجهيز اتاق کنترل

·         مرور اهداف کار

·         طراحي گزارش نهايي

·         تعيين نوع اطلاعاتي که بايد جمع آوري شود

·         انتخاب و الويت بندي افرادي که بايد با آنها مصاحبه شود و تنظيم برنامه زماني

·         تدوين برنامه کاري

·         کامل کردن برگه کنترل وظايف

·         ايجاد پشتيباني هاي اداري لازم

·         تنظيم پرونده اي براي کنترل جريان مطالعه

·         مروري بر وضعيت کلي به اتفاق مدير پشتيبان

·         آماده شدن براي شروع برنامه ريزي

3. مرور محيط سازمان

·         سخنراني اول توسط مدير پشتيبان پروژه انجام شده و بايد شامل اين مطالب باشد :

o روندهاي کاري سازمان

o استراتژيهاي اصلي هر واحد

o فعاليت هاي کليدي براي موفقيت سازمان

o ارزيابي هاي کليدي جهت آينده صنعت

o مشکلات اصلي فعلي و مشکلات قابل پيش بيني آينده

o توضيح اين که اطلاعات بهتر، چگونه مي توانند موجب موفقيت سازمان شوند.

o چه خروجي هايي از BSP انتظار مي رود؟

·         سخنراني دوم توسط مدير گروه ايراد شده و موضوع آن درباره روشهاي جمع آوري اطلاعات و اقلام اطلاعاتي کليدي که بايد در جريان پروژه جمع آوري شوند، خواهد بود.

·         در سخنراني سوم مدير واحد سيستم هاي اطلاعاتي، خلاصه اي از اطلاعات جمع آوري شده تا اين مرحله را ارائه مي دهد. همچنين جزئيات اجرايي پروژه و روش درگير شدن کاربران نهايي در اجراي پروژه نيز به بحث گذاشته مي شود.

·         در پايان اين سخنراني ها برنامه کاري پروژه در قالب يک نمودار گانت ارائه شده و همه اعضا ديد واحدي از آن به دست خواهند آورد.

4. تعريف فرآيندها

قبلا گفته شد که شناسايي و توصيف فرآيندهاي کاري نقش محوري در اجراي يک پروژه BSP دارد. اين فعاليت در اين مرحله و به عنوان اولين فعاليت تمام وقت اعضاي گروه انجام مي شود. خروجي مورد انتظار در اين مرحله شامل سه جزء اساسي زير است :
الف ) فهرست فرآيندهاي کاري ب ) شرح تفصيلي هر فرآيند ج ) شناسايي فرآيندهاي کليدي براي موفقيت سازمان
تکنيک هاي مختلفي را مي توان براي شناسايي فرآيندها و دسته بندي مناسب آنها به کار بست. BSP خود استفاده از الگوي زيستچرخ منابع و محصولات (PRLC) را پيشنهاد مي کند. در اين رويکرد ابتدا همه منابع سازمان فهرست شده و سپس براي هريک فرآيندهايي را که در يک زيستچرخ 4مرحله اي (نياز، تأمين، بهره برداري و ترخيص ) بايد به کار گرفته شود، شناسايي مي کنيم. فهرست هاي راهنمايي تهيه شده است که انواع فرآيندهاي مطرح در صنايع و سازمانهاي مختلف را به صورت نمونه اي در بر دارد. از اين فهرست ها نيز مي توان براي شناسايي و ثبت فرآيندها استفاده کرد.
فعاليت هاي فرعي که بايد در اين مرحله صورت گيرد، عبارتند از :

·         شناسايي محصول و خدمت اصلي و منابع مورد نياز براي پشتيباني آن

·         تعريف فرآيندهاي برنامه ريزي و کنترل

·         تعريف فرآيندهاي محصول / خدمت و منابع

·         گروه بندي و تقسيم فرآيندها

·         توصيف هر فرآيند

·         تعيين نحوه ارتباط فرآيندها با سازمان

فعاليت آخر اين مرحله، به توليد ماتريس فرآيند / سازمان منجر مي شود که در آن اثر و ارتباط هر بخش عمده سازمان در هر فرآيند شناسايي شده و بازنموده مي گردد.

5. تعريف داده ها

بلافاصله پس از شناسايي فرآيندها، بايد داده هاي مهم در سازمان را شناسايي و طبقه بندي کرد. فعاليت هاي اين مرحله، همان فعاليت هايي است که در اکثر روشهاي ساخت يافته به مدلسازي داده ها معروف است.
مفهوم اصلي در مدلسازي داده ها، مفهوم هستنده است. يک هستنده است که اطلاعات مربوط به آن به طور مداوم در سازمان ثبت و رديابي مي شود. مجموعه اي از داده هاي مرتبط با هم را که عمدتاً توسط يک فرآيند اصلي توليد مي شوند، يک گروه داده مي ناميم. با اين تعاريف، چهار فعاليت زير بايد در اين مرحله صورت پذيرد :

·         شناسايي هستنده ها

·         شناسايي داده هاي مورد استفاده و ايجاد شده توسط هر فرآيند

·         شناسايي گروه هاي داده

·         تعريف و تشريح گروه هاي داده

6. تعيين معماري اطلاعات

تعريف معماري اطلاعات در واقع مرتبط کردن فرآيندها به گروه هاي داده است. ابزار عمده انجام اين مرحله ماتريس فرآيند/گروه داده است. در اين ماتريس ارتباط و اثر هر فرآيند (ايجاد و بهنگام سازي ) در يک گروه داده مشخص مي شود.
سپس بر مبناي اين ماتريس، نمودار DFD سازماني براي فرآيندها رسم مي شود. تعيين معماري اطلاعات نقطه عطف روند تحليل و طراحي در روش BSP است.

7. تحليل کارآيي سيستم هاي موجود

پس از تعيين معماري اطلاعات و قبل از آنکه توسعه آينده سيستم هاي اطلاعاتي سازمان برنامه ريزي شود، ميزان کارآيي سيستم هاي موجود بايد سنجيده شود. منظور از کارآيي يک سيستم اطلاعاتي، ميزان پشتيباني آن از اهداف سازمان است. در BSP اين کارآيي با دو عامل سنجيده مي شود :

·         پشتيباني هر سيستم از فرآيندها

·         استفاده از داده ها

براي تحليل ميزان کارآيي سيستم هاي موجود از ابزارهايي مانند ماتريس سيستم /فرآيند، ماتريس سيستم /سازمان، و ماتريس سيستم /گروه داده استفاده مي شود.

8. مصاحبه با مديران

براي اجراي موفقيت آميز روند از بالا به پايين در روش BSP لازم است نتايج بدست آمده از فعاليت هاي قبلي، از طريق مصاحبه با مديران سازمان کنترل و تأييد شود. اين مرحله اساساً از تعدادي مصاحبه تشکيل مي شود. گروه مجري پروژه بايد انجام اين مصاحبه ها را برنامه ريزي و نتايج آنها را به نحو مناسب مستند کند. IBM شيوه نامه هاي مفصلي براي روش اجراي مصاحبه ها و موضوعات هر مصاحبه تهيه کرده است که مي توان در اين مرحله از آنها استفاده کرد.

9. تعريف يافته ها و نتايج

اين مرحله در واقع جمع بندي و الگودهي به تمام يافته هايي است که در مراحل قبلي (بررسي مدارک، مصاحبه ها و...) جمع آوري شده است. با جمع بندي، دسته بندي و اولويت دهي به مشکلاتي که گروه در جريان مطالعه به آنها برخورده است، در واقع راهنمايي براي اولويت بندي سيستم ها در مرحله بعد به دست مي آيد. توصيه شده است اقدامات زير در اين مرحله انجام شود :

·         کنترل کامل بودن ورودي ها

·         تعيين محدوده هاي يافته ها و نتايج (اهداف / سازمان / برنامه ريزي / کنترل / عمليات و پشتيباني سيستم هاي موجود)

·         مرتب کردن مشکلات

·         نوشتن يافته ها و نتايج

·         مرتب کردن مشکلات براي تعيين الويت معماري

10. تعيين اولويت هاي معماري

سند معماري اطلاعات که در مرحله 6 توليد مي شود، فهرستي از سيستم هاي اطلاعاتي مورد نياز براي سازمان را مشخص مي کند. اما مديريت بدون نظر و راهنمايي گروه مجري پروژه BSP نمي تواند نسبت به اولويت بندي تهيه اين سيستم ها در قالب پروژه هاي مستقل اقدام کند. بنابراين لازم است بر مبناي يافته هاي مراحل قبل، يک اولويت بندي پيشنهادي براي مديريت تهيه شود.
اقداماتي که در اين مرحله بايد انجام شود عبارتند از :

·         تعيين معيارهاي انتخاب ؛ بعضي از معيارهايي که براي تعيين اولويت پروژه هاي سيستم هاي اطلاعاتي توصيه شده است عبارتند از :

o منافع بالقوه

o ميزان تأثير بر سازمان

o احتمال موفقيت

o تقاضا

·         تهيه فهرست برنامه هاي کاربردي لازم

·         توصيف برنامه هاي کاربردي پيشنهادي

·         بررسي گزينه هاي پياده سازي

11. مديريت منابع اطلاعاتي (IRM )

منظور از مديريت منابع اطلاعاتي (IRM) اتخاذ تدابيري است که امکان دستيابي به اطلاعات را براي همه کساني که در درون سازمان به آن نياز دارند، فراهم کند. توصيه شده است گروه BSP موضوعات زير را براي اجراي IRM مشخص کند :

·         جايگاه مديريت منابع اطلاعات در سازمان

·         نياز به کميته راهنما

·         سازماندهي منابع اطلاعاتي

خروجي اين مرحله گزارشي خواهد بود که در آن خط مشي IRM و سازمان پيشنهادي مناسب براي اجراي آن به مديريت عالي سازمان ارائه مي شود.

12. ارائه پيشنهادها

گروه BSP در پايان اجراي پروژه، بر مبناي جمع بندي مشکلات، معماري اطلاعات و اولويت بندي پيشنهادي به مجموعه اي از پيشنهادهاي راهبردي و عملي مي رسد که در اين مرحله بايد آنها را تدوين کرده و در اختيار مديريت سازمان قرار دهد.
اين پيشنهادها معمولا در قالب گزارش هاي زير تهيه مي شود :

·         برنامه راهبردي (استراتژيک ) اطلاعات ؛ شامل معماري اطلاعات و مديريت منابع اطلاعات

·         برنامه تاکتيکي براي کمک به اجراي عملي پروژه ها

پس از هر گزارش بايد از تأييد و پذيرش آن توسط مديريت مطمئن شد.

13. گزارش نتايج

آخرين مرحله اجراي يک پروژه کامل BSP آماده سازي و ارائه گزارش جامع پروژه به مديران ارشد سازمان است. قدمهاي زير بايد براي طي اين مرحله برداشته شود :

·         بررسي و مرور خلاصه گزارش توسط گروه

·         آماده کردن (نگارش ) گزارش

·         انتخاب ابزار (رسانه ) ارائه گزارش

·         ارائه گزارش به مديران ارشد

...بازگشت

بخشي از ابزارهاي استفاده شده در روش BSP همان ابزارهاي متعارف در ساير متدولوژيهاي ساخت يافته است. به عنوان نمونه BSP در اجراي مرحله تعريف داده ها از ابزارهاي متعارف مدلسازي داده مانند ERD و فرهنگ داده ها، و در اجراي مرحله معماري اطلاعات از DFD استفاده مي کند.
يکي از ويژگيهاي BSP تأکيد بر استفاده از ماتريس هاي تقاطعي است. در مراحل مخلتف BSP از ماتريس هاي زير استفاده مي شود :

مرحله ابزار
  تعريف فرايندها   o ماتريس زيستچرخ منابع (منبع /دوره )
  o ماتريس فرايند- سازمان
  معماري اطلاعات   o ماتريس گروه داده - فرايند
  ارزيابي سيستم هاي موجود   o ماتريس تشکيلات - سيستم
  o ماتريس سيستم - فرايند
  o ماتريس گروه داده - سيستم

استفاده از ابزارهاي مکانيزه (CASE tools) در متدولوژي BSP چندان مورد تأکيد قرار نگرفته است، اما براي ايجاد فرهنگ داده ها استفاده از ابزاري که IBM به اين منظور تهيه کرده است، توصيه مي شود.

...بازگشت

يکي از ويژگيهايي که طراحان و مدافعين متدولوژي BSP بر روي آن تأکيد بسيار مي کنند، کاربردپذيري و عملي بودن اين روش در سازمانهاي واقعي است. IBM ادعا مي کند اين روش را در صدها سازمان با اهداف، مأموريت ها و اندازه هاي مختلف به صورت موفقيت آميزي بکار بسته است. نتايج برخي از اين کاربردها به صورت نمونه منتشر شده و از شرکت IBM قابل تهيه است.

...بازگشت

متدولوژي BSP توسط شرکت IBM طراحي و ارائه شده است و اجراي اين متدولوژي نيز توسط اين شرکت پشتيباني مي شود. پشتيباني IBM از BSP در سه محور زير صورت مي گيرد :

·         ارتقاء و بهبود متدولوژي

·         آموزش و انتشار راهنماها، شيوه نامه ها و مدارک کمکي

·         کمک و مشارکت عملي در اجراي پروژه هاي BSP

بخش آموزش IBM در طول ساليان گذشته حجم زيادي از مدارک آموزشي و کمکي براي پشتيباني آموزشي و اجرايي BSP تهيه و منتشر کرده است. IBM همچنين دوره هاي مختلف آموزشي را براي توجيه مديران و تربيت اعضاي تيم هاي اجرايي، طراحي و اجرا کرده است. در مجموع، به نظر مي رسد از نظر پشتيباني، متدولوژي BSP يکي از با پشتوانه ترين متدولوژي هاي ساخت يافته متداول در جهان باشد.

...بازگشت

براي ارزيابي متدولوژي BSP بايد نخست به اين نکته توجه کرد که اين متدولوژي اساساً يک متدولوژي کلان نگر است که بر برنامه ريزي وتدوين استراتژي اطلاعاتي متمرکز است. محيط عمل فرضي اين متدولوژي، سازماني است که از قبل داراي يک واحد سيستم هاي اطلاعاتي و تعدادي سيستم کاربردي بوده است. توجه BSP بيش از هرچيز به شناسايي اهداف سازمان و هماهنگ کردن سيستم هاي اطلاعاتي آن با اين اهداف، معطوف است.
با اين ديد مزايا و معايب عمده اين روش را مي توان به صورت زير برشمرد :

1. مـزايـا

·         تأکيد BSP بر آغاز حرکت از بالا به پايين و درگير کردن (متعهد کردن ) مديران، قبل از مراجعه به بدنه کارشناسي سازمان يکي از نقاط قوت اين روش است. اين رهيافت به مجريان پروژه اطمينان مي دهد که در مراحل مختلف کار از پشتيباني و حمايت سطوح بالايي سازمان برخوردار باشند.

·         تأکيد بر شناسايي فرآيندهاي کاري که عناصر نسبتاً ثابت تر ساختار سازماني هستند، در صورتي که بدرستي اجرا شود، معماري اطلاعات را از تغييرات ناگزير در مديريت و ساختار سازمان مصون نگه مي دارد.

2. معايـب

·         اجراي BSP (حداقل به شکل نمونه اي آن ) مستلزم وجود سازماني است که در آن فرهنگ استفاده از سيستم هاي اطلاعاتي و نهادهاي پشتيباني کننده آن تا حد زيادي وجود داشته باشد. اجراي برخي از مراحل BSP در سازمانهايي که فاقد اين پيشينه باشند، عملا امکان پذير نيست.

·         BSP از ابزارهاي جديد CASE و روشهاي نمونه سازي که امروزه به عنوان ابزارهاي استاندارد ارتباط با کاربر در جريان تحليل و طراحي درآمده اند، استفاده چنداني نمي کند.

·         به دليل مشکلات عملي در متعهد کردن مديران (دلايل اجرايي، سياسي و ساختاري سازمانها بويژه در دستگاههاي اجرايي کشور ما) و محدوديت نفوذ عملي مديريت ارشد سازمانها در مديران مياني و کارشناسان سازمان، حتي اخذ تعهد از مديران ارشد سازمان به منزله همراهي و هماهنگي ساير سطوح مديريتي و عملياتي سازمان نخواهد بود و لذا پيشبرد پروژه BSP معمولا در اين سطوح با مشکل عدم هماهنگي روبرو مي گردد.

در مجموع و چنانچه با هدف ارزيابي ميزان کاربردپذيري روش BSP در تحليل و طراحي سيستم هاي اطلاعاتي در کشور ما به اين متدولوژي نظر کنيم، به نظر مي رسد عليرغم عدم امکان پيروي دقيق و جزيي از اين روش، بسياري از ايده ها و ابزارهاي آن را مي توان براي برنامه ريزي، تحليل و طراحي سيستم هاي اطلاعاتي مورد نظر بکار بست.

...بازگشت

منبع زير که در تدوين اين گزارش نيز از آن استفاده شده است، مرجع جامع و کاملي است براي آشنايي با مفاهيم، مراحل و روشهاي اجراي متدولوژي BSP. اين کتاب، ترجمه يک راهنماي رسمي BSP است که توسط شرکت IBM منتشر شده است :

·         راهنماي برنامه ريزي سيستم هاي اطلاعاتي، بر مبناي متدولوژي "بي.اس.پي " شرکت آي.بي.ام ـ مترجم : نرگس مينا ـ ناشر : شرکت داده پردازش ايران ـ 1377 ـ تهران

...بازگشت