تحليل و طراحي ساخت‌يافته سيستم‌ها

v  مقايسه متدولوژي‌هاي توسعه سيستم‌هاي اطلاعاتي - تحليل و طراحي ساخت‌يافته سيستم‌ها

SSADM يکي از اعضاي خانواده روشهاي توسعه سيستمهاي اطلاعاتي است که از ابتداي دهه 1980، به عنوان مهمترين روش تحليل و طراحي سيستمهاي اطلاعاتي در انگلستان به کار گرفته شده است. اين روش در ابتدا توسط مهندسين مشاور مديريت سيستمهاي لارمونت و بورچت (LBMS) معرفي شد و سپس با همکاري آژانس مرکزي مخابرات و محاسبات ماشيني (CCTA) که مسئول آموزش کامپيوتر و تأمين سخت‌افزار جهت سازمانهاي دولتي در انگلستان ميباشد، توسعه يافت.
روش پيشنهادي LBMS در سال 1981مقبوليت عام يافت و در پروژه‌هاي متعددي به کار گرفته شد. در ژانويه 1983، اين روش به عنوان روش رسمي در پروژه‌هاي دولتي انگلستان برگزيده شد. از آن سال، اين روش مرتباً بهنگام شده و روايت 4آن در ژوييه 1990منتشر شد. در اواخر دهه 1980، CCTA روش SSADM را به عنوان يک "استاندارد باز" جهت توسعه سيستمها مطرح نمود. در سال 1992، روايت 4اين روش به عنوان استاندارد کامل مورد موافقت قرار گرفت و به عنوان روش استاندارد دولتي بريتانيا پذيرفته شد. جهت استاندارد شدن اين روش، محصولات، روش ارائه و مدل ساختاري SSADM بسيار بيشتر از تکنيکهاي آن مورد توجه قرار گرفت.
از سال 1988، CCTA بر آن شد که SSADM را از انحصار کاربران دولتي خارج ساخته و در ميان کاربران عمومي نيز ترويج دهد. براي اين امر يک سري واحدهاي درس توسط گروه آزمون سيستمهاي اطلاعاتي جامعه انفورماتيک بريتانيا طراحي و به کارآموزان گواهينامه تخصصي در SSADM اهدا شد. اين امر به جايي منتهي شد که از سال 1991تمام قراردادهاي مشاوره در زمينه توسعه سيستمهاي اطلاعاتي با SSADM براي دولت بايستي با ارائه اين گواهينامه انجام ميپذيرفت. در حال حاضر، همه ساله تنها در انگلستان چندين پروژه ميليارد پاوندي به کمک روش SSADM انجام ميپذيرد.
در مجموع بايد گفت که SSADM چنين به نظر ميرسد که در ميان متدولوژيهاي توسعه سيستمهاي اطلاعاتي عمر درازي داشته است.

·        مباني و مفاهيم

·         مراحل

·         ابزارها

·         كاربرد

·         پشتيباني

·         نقد و ارزيابي

·         كتابشناسي


الف) داده‌گرايي : SSADM يک متدولوژي داده‌گرا است و بر روي مدلسازي داده و تشکيل پايگاه‌هاي داده تأکيد دارد. داده‌ها، به مراتب از فرآيندها و يا روالهايي که بر روي آنها عمل ميکنند، پايدارتر هستند. به همين دليل، داده جوهره پايدار هر سيستم اطلاعاتي است.
سيستمها داراي ساختار داده‌هاي زيربنايي هستند که با گذشت زمان بسيار کم تغيير مي‌يابد، در حاليکه فرآيند و نيازمنديهاي پردازشي موجود در سطح يک سازمان دائماً دستخوش تغيير است. از اين روست که روش SSADM بهدرستي، براي طراحي سيستمهاي اطلاعاتي کارآمد، بيش از هرچيز بر شناسايي ماهيت و چگونگي داده‌هاي سازمان مورد مطالعه تأکيد ورزيده و از همان مراحل اوليه مدلسازي ساختار داده‌هاي زيربنايي را جزء اهداف اصلي خود قرار ميدهد. معماري سيستم در متدولوژي SSADM بر مبناي مدلسازي ساختار داده‌هاي زيربنايي سازمان بنا ميگردد.

ب) اصل نمودارسازي : بهترين، گوياترين و سريعترين وسيله برقراري ارتباط با کاربران، استفاده از نمودارها براي مستندسازي و طراحي سيستم است.
SSADM در اين اصل با بيشتر متدولوژيهاي ساخت‌يافته مشترک است. تمامي متدولوژيهاي ساخت‌يافته بر استفاده از نمودارها براي مستندسازي يا طراحي سيستم تأکيد دارند و چنانکه ديديم اين ويژگي از مميّزات ذاتي روشهاي ساخت‌يافته است. اصل نمودارسازي در روش SSADM از اهميت خاصي برخوردار است، به طوري که محصول نهايي مراحل مختلف اين روش در قالب يک يا چند نمودار ارائه ميگردد.

ج) درگير نمودن کاربر : در روش SSADM، شيوه کار به گونه‌اي است که از همان مراحل ابتدايي کاربران درگير عمليات تحليل و طراحي ميگردند و به نوعي متعهد به توسعه سيستم خود هستند. اين ويژگي اساسي، سبب ميشود که در تمامي مراحل، مشخصات سيستم طراحي شده با نيازهاي کاربر منطبق باشد و از خطر توليد سيستمي ناکارآمد جلوگيري گردد. اين امر همچنين سبب ميگردد که نواقص سيستم، پيش از تکميل آن، تا حدود زيادي مرتفع گردد.

د) تضمين کيفيت : تضمين کيفيت يکي از ارکان اساسي در روش SSADM به شمار ميرود. پايان هريک از مراحل SSADM با تضمين کيفيت محصولات آن مرحله همراه است. محصولات نهايي هر مرحله، از نظر کيفيت، تماميت، سازگاري و کارآيي از چندين جنبه توسط مديران، کاربران، توسعه‌دهندگان و کارشناسان به طور دقيق ارزيابي ميشوند.

ه) طراحي منطقي پيش از طراحي فيزيکي : در SSADM، پيش از طراحي فيزيکي، نيازمنديها به صورت اصطلاحات منطقي تعريف ميگردند. طراحي منطقي مستقل از سخت‌افزار و نرمافزار انجام ميگيرد. اين امر به توسعه‌دهندگان کمک ميکند که با سرعت مسئله را شناسايي کرده و از بروز موارد غير ضروري در مراحل ابتدايي توسعه جلوگيري نمايند. همچنين قويترين ارتباط ميان کاربران و توسعه‌دهندگان سيستم در مرحله طراحي منطقي به وجود مي‌آيد.
SSADM نيز مانند بسياري از روشهاي ساخت‌يافته، توليد يک سيستم اطلاعاتي را در قالب يک پروژه مهندسي ميبيند و از اين رو انگاره کنترل پروژه در اين روش نيز مورد توجه قرار ميگيرد. در SSADM روشهاي به کار گرفته شده، تمامي مراحل زيستچرخ توسعه سيستم (SDLC) را پوشش ميدهد، با اين تفاوت که درSSADM مراحل اوليه SDLC، يعني از مرحله امکانسنجي تا مرحله طراحي به طور کامل پشتيباني شده، اما مراحل ساخت، توليد و نگهداري به طور جزيي پشتيباني ميگردد. همانگونه که ذکر گرديد، SSADM يک روش داده‌گرا است. در اين متدولوژي ساختار منطقي داده‌هاي سيستم، هستنده‌ها و روابط دروني آنها را مدلسازي ميکند. SSADM براي طراحي کامل منطقي داده‌ها از دو تکنيک "سازماندهي منطقي داده‌ها" و "تجزيه و تحليل رابطه‌اي داده‌ها" استفاده کرده و نتايج آنها را با يکديگر تلفيق ميکند.
سازماندهي منطقي داده‌ها، رويکردي از بالا به پايين است که هم براي طراحي پايگاه‌هاي داده و هم براي توسعه سيستم مورد استفاده قرار ميگيرد. مدلسازي هستنده‌ها، مدلسازي داده‌ها و مدلسازي رابطه هستنده‌ها، همگي بخشي از عمليات سازماندهي منطقي داده‌ها به شمار ميروند.
تجزيه و تحليل رابطه‌اي داده‌ها، رويکردي از پايين به بالا است که در آن کوچکترين اجزاي اطلاعاتي به طور دقيق مورد تجزيه و تحليل قرار ميگيرند تا يک سازماندهي کامل و انعطاف‌پذيري از داده‌ها توليد نمايند.

...بازگشت

SSADM روايت 4، داراي 5 فاز و 7 مرحله است. فعاليتهايي که در هر مرحله انجام ميگيرد، به شرح زير است :

فاز اول : امکان سنجي

مرحله 0 ـ امکان سنجي

·         آمادگي براي مرحله امکانسنجي

·         تعريف مسئله

·         انتخاب گزينه‌هاي امکانسنجي

·         ارائه گزارش امکانسنجي

فاز دوم : تحليل نيازها

مرحله 1 ـ بررسي محيط فعلي

·         پي ريزي چارچوب تحليل

·         بررسي و تعريف نيازها

·         بررسي فرآيندهاي موجود

·         بررسي داده هاي موجود

·         ترسيم تصوير منطقي خدمات موجود

·         ارائه نتايج بررسي

مرحله 2 ـ گزينه يابي سيستم کاري (BSO)

·         تعريف گزينه هاي سيستم کاري

·         انتخاب گزينه هاي سيستم کاري

·         تعريف نيازها

فاز سوم : تعيين مشخصات نيازمنديها

مرحله 3ـ تعريف نيازمنديها

·         تعريف سيستم پردازش مورد نياز

·         توسعه مدل داده مورد نياز

·         استخراج کارکردهاي سيستم

·         بهکرد مدل داده مورد نياز

·         تهيه نمونه هاي مشخصات

·         توسعه مشخصات پردازش

·         تأييد اهداف سيستم

·         ارائه مشخصات نيازمنديها

فاز چهارم : مشخصات سيستم منطقي

مرحله 4ـ گزينه هاي فني سيستم

·         تعريف گزينه هاي فني

·         انتخاب گزينه هاي فني

·         تعريف فاز طراحي فيزيکي

مرحله 5ـ طراحي منطقي

·         تعريف محاوره هاي کاربر

·         تعريف پردازش‌هاي بهنگام‌سازي

·         ارائه طراحي منطقي

فاز پنجم : طراحي فيزيکي

مرحله 6 ـ طراحي فيزيکي

·         آمادگي براي طراحي فيزيکي

·         ارائه طراحي فيزيکي داده

·         ارائه نقشه کارکرد اجزاء سيستم

·         بهينه کردن طراحي فيزيکي داده

·         تکميل مشخصات کارکردي

·         منسجم کردن واسط پردازش داده

·         ارائه طراحي فيزيکي

در اين قسمت به تشريح تفصيلي هريک از 7 مرحله ياد شده SSADM مي پردازيم .

مرحله 0 ـ امکان‌سنجي

در اين مرحله اطمينان حاصل خواهد شد که پروژه‌اي که در گام برنامه‌ريزي پيشنهاد شده، عملي است . اين به اين معني است که از لحاظ فني اجراي آن ممکن است و منافع سيستم اطلاعاتي بر هزينه‌هاي آن مي‌چربد.
اين مرحله داراي 4 گام است :

·         آمادگي براي مطالعه ؛ که در آن چارچوب پروژه مشخص مي‌شود.

·         تعريف مسئله ؛ که در آن بين نيازمنديها و وضعيت موجود مقايسه هايي به عمل مي آيد.

·         انتخاب گزينه هاي امکان سنجي ؛ که در آن گزينه هاي مختلف بررسي شده و يکي از آنها انتخاب مي گردد.

·         ارائه گزارش امکان سنجي .

تکنيکهايي نظير انجام مصاحبه و تکميل پرسشنامه در اين مرحله جهت ترسيم نمودار جريان داده به کار گرفته مي شوند. چنانکه از مرحله امکان سنجي انتظار مي رود، در اين مرحله تنها خطوط کلي طراحي سيستم ترسيم مي گردد و جزئيات چندان مورد بحث قرار نمي گيرد. جزئيات در مراحل بعدي مورد توجه قرار مي گيرد.
نيازهاي سيستم جديد (يعني اينکه سيستم چه کارهايي بايد انجام دهد و محدوديت هاي سيستم چيست )، و بررسي نقاط ضعف سيستم فعلي به طور جداگانه تعريف خواهد شد.
مشکلاتي که از اين طريق تعريف شده اند، به همراه راه حلهاي فني براي رفع آنها در گزارش امکان سنجي ارائه خواهد شد.

مرحله 1 : بررسي محيط فعلي

دومين فاز، يعني تحليل نيازمنديها خود داراي 2 مرحله است : بررسي محيط فعلي و گزينه يابي سيستم کاري . اين فاز شرايط را براي اجراي مراحل بعدي آماده مي کند، زيرا نيازمنديهايي را که سيستم جديد بايد جوابگوي آنها باشد، به طور کامل مشخص کرده و مسير بقيه پروژه را روشن مي کند.
در مرحله بررسي محيط فعلي، بار ديگر همان عملياتي که در مرحله امکان سنجي انجام گرفت، تکرار مي‌شود اما اين بار با جزئيات بيشتر. به عنوان مثال، در مرحله امکان سنجي نمودارهاي جريان داده DFD، شامل بسياري از فرآيندهايي که در ارتباط مستقيم با وظايف اصلي نيستند، نمي‌شود و يا سيستم تنها به 2 سطح از جزئيات شکسته مي‌شود. اما در اين مرحله، نمودارهاي DFD با جزئيات کاملي ترسيم مي گردد و سيستم با سطوح مختلفي از جزئيات طراحي مي گردد. افزون بر اين، در اين مرحله مغايرتها و ابهامات موجود در مدل هستنده بايد رفع گردند.
در حقيقت در مرحله امکان سنجي بسياري از پروژه ها، خطوط اصلي و وظايف کلي پروژه مشخص مي‌شود و در مرحله بررسي محيط فعلي، نتايج مرحله امکان سنجي مورد آزمون قرار گرفته، دورنماي کلي پروژه بار ديگر ترسيم شده و طرح کلي با مديريت مورد موافقت قرار مي گيرد.
نيازمنديهاي سيستم جديد، به موازات بررسي شيوه هاي پردازش جاري و داده هاي سيستم جاري، مورد آزمون قرار مي گيرند. مدل فعلي جريان فيزيکي داده، به صورت مدل جريان منطقي داده ترسيم مي گردد. ماتريس هايي که در اين مرحله ساخته مي شوند، رابطه بين فرآيندها و هستنده ها را نشان مي دهند (به اين معني که کدام فرآيندها به اطلاعات هستنده هاي مختلف دسترسي دارند).
در اين مرحله بايد كاتالوگهاي مختلفي تشکيل شود، نظير كاتالوگ کاربر که فهرستي از فعاليتهايي که هر شخص بايستي انجام دهد، ارائه مي کند و يا كاتالوگ نيازمنديها که نيازمنديهاي کارکردي و غير کارکردي را فهرست مي کند. در اينجا نتايج اين مرحله، کامل شده و آماده تحويل مي باشد.

مرحله 2ـ گزينه يابي سيستم کاري (BSO)

هدف اين مرحله اين است که کارکرد سيستم جديد، اندازه گيري شده و مورد موافقت مديران و کاربران قرار گيرد. در مرحله قبل، فهرست نيازمنديهايي که از لحاظ هزينه قابل اجرا هستند، مورد مطالعه قرار مي گيرند (با استفاده از تکنيکهاي تحليل هزينه ـ منافع ) و اين نيازمنديها با جزئيات بيشتر مورد مطالعه قرار مي گيرند. در اين مرحله تعدادي گزينه مطرح مي گردد که تمامي آنها قادر به جوابگويي به مجموعه نيازها انتخاب شده کاربر هستند. پاره اي از گزينه هاي انتخاب شده به مديريت سازمان ارائه شده و يکي از آنها جهت ادامه کار انتخاب مي‌شود (ممکن است ترکيبي از مجموعه گزينه هاي عرضه شده انتخاب شود). هريک از گزينه ها شامل اين موارد مي گردند :
برآورد هزينه، برنامه زمان بندي، محدوديت هاي فني، سازمان فيزيکي، آموزش نيازمنديها، منافع و تأثيرات بر روي سازمان .
گزينه انتخاب شده، به طور جزيي مستند شده و به عنوان اساس ويژگي سيستمي که مرحله بعد SSADM را تشکيل مي دهد، مورد موافقت قرار مي گيرد.
هرچند در اين مرحله، نمودارهاي جريان داده و مدلهاي هستنده توسعه مي يابند، اما بايستي گفت که در اين مرحله ويژگيهاي عمومي به صورت توصيفي و روايتي تعريف مي گردند.

مرحله 3ـ تعريف نيازمنديها

در اين مرحله، نيازمنديها به طور کامل تعريف شده و راهنماي روشني براي طراحي مراحلي که در پي مي آيند تهيه مي گردد. از اين مرحله، به عنوان "نقطه عطف " SSADM نام برده مي‌شود، جايي که بررسي و تجزيه و تحليل، جاي خود را به تعيين ويژگي و طراحي مي دهد. در اين مرحله فهرست نيازمنديها مورد بررسي قرار گرفته و بهنگام خواهد شد و در پي آن، مدل منطقي هستنده به وسيله نرماليزه کردن روابط توسعه مي يابد. همچنين در اين مرحله، مدل جريان داده نيز گسترش يافته و با تعريف نقش هاي کاربرد در سيستم جديد، به عنوان ابزار ارتباط با کاربران مورد استفاده قرار مي گيرد. اما با وجود طراحي مدل جريان داده، اين مدل هستنده است که در اين مرحله مورد تأکيد قرار مي گيرد و به عنوان زيربناي اصلي طراحي منطقي سيستم جديد مطرح مي‌شود. در اين مرحله، فرمهاي مستندسازي مربوط به تمام هستنده ها و مشخصه هاي آنها تهيه و تکميل خواهد شد. اجزاء هر کارکرد مانند وروديها، خروجيها و وقايع نيز در همين مرحله تعريف مي شوند. جزئيات کامل هر کارکرد با استفاده از فرمهاي مخصوص مستند مي گردد. نمودارهاي
متدولوژي در اين مرحله نمونه هايي از ديالوگهاي مهم و ساختارهاي منو را به کاربر پيشنهاد مي کند. اين نمونه ها، تحليل گر سيستم را نيز در فهم نيازمنديهاي کاربر و تعيين اولويت هاي وي به هنگام طراحي واسط کاربر ياري مي کند. اين مرحله باعث افزايش ميزان الزام کاربر به سيستم طراحي شده مي باشد.
زيستچرخ هستنده، در خلال اين مرحله ساخته مي‌شود. اين مدل کليه وقايعي را که بر يک نوع هستنده تأثيرگذار هستند، مستند مي کند. وقايع مؤثر بر هستنده، ممکن است پيش از اين با ساخته شدن ماتريس واقعه / هستنده (نظير ماتريس CRUD ) معرفي شده باشند.
در نهايت، در اين مرحله اهداف سيستم مورد بررسي قرار گرفته، کارکردها براي تکميل تعاريف مورد مطالعه قرار گرفته و نيازمنديها به طور کامل مستند مي گردد.

مرحله 4ـ گزينه هاي فني سيستم

اين مرحله و مرحله بعدي به صورت موازي به پيش برده مي‌شود. در مرحله گزينه هاي فني سيستم، محيطي که سيستم در آن کار خواهد کرد، به معني پيکربندي سخت افزاري و نرم افزاري، راهبردهاي توسعه، روابط درون سازماني و کارکرد سيستم مورد ارزيابي قرار مي گيرد.
از آنجا که براي سخت افزار، نرم افزار و راهبردهاي اجرايي انتخابهاي فراواني وجود دارد، گزينه فني قابل انتخاب بايستي به طور دقيق تعريف شود. تحليل گر در اين مرحله به چارچوبي مشخص جهت اجرا نياز دارد. به عنوان مثال وي بايستي دامنه امکانات سخت افزاري را بر اساس زمان خواسته شده و حداقل و هزينه تعيين شده، انتخاب کند. همچنين اطلاع تحليل گر از محدوديتهاي اجرايي موجود نظير نحوه پياده سازي، امنيت و سطح خدمات خواسته شده بسيار مهم است . گزينه هاي فني سيستم بايد تمامي محدوديتها را در نظر گيرند و در نهايت گزينه اي انتخاب مي‌شود که مورد موافقت مديريت سازمان قرار گيرد.

مرحله 5 ـ طراحي منطقي

در مرحله 5، ساختارهاي ديالوگ، ساختارهاي منو و طراحي براي کاربران خاص يا نقش هاي کاربر تعريف مي شوند. درگير شدن کاربر در اين مرحله بسيار مهم است . نمونه هاي تهيه شده در مرحله 3، به کاربر ارائه مي گردد. در پي زيستچرخ هاي طراحي شده در مرحله 3، در اين مرحله فرآيندها و عملکردها تعريف مي گردند. به عبارت ديگر، در اين مرحله جزئياتي بيشتر درباره اينکه سيستم چگونه کار کرده و چگونه عمليات پي آيند هر واقعه را کنترل خواهد کرد، تعريف مي شوند. در اين مرحله، مسئله اعتبار داده هاي وارد شده به سيستم نيز مطرح مي گردد. با انجام شدن اين عمليات، تمام پيش نيازهاي طراحي راه حل فيزيکي جمع شده است .

مرحله 6 ـ طراحي فيزيکي

اين مرحله، آخرين مرحله SSADM به شمار مي آيد. در اين مرحله، طراحي منطقي انجام شده به طراحي يک محيط فيزيکي ويژه تبديل مي‌شود. يک نقشه کارکرد اجزا سيستم (FCIM) نتايج اين مرحله را به صورت مستند ارائه مي دهد. اين مرحله خطوط اصلي اجراي فيزيکي را ارائه کرده و قابليت کاربرد جهت آرايش سخت افزاري و نرم افزاري را داراست . در اينجا نقش يک متخصص، يک برنامه نويس و طراحان پايگاه اطلاعاتي بسيار حساس است . هرچند تحليل گر و کاربر نيز بايستي براي تضمين اينکه طراحي نهايي، قادر به جوابگويي به نيازهاي کاربر باشد نيز در دسترس باشند.
مدل منطقي داده، به يک طراحي مناسب براي مديريت پايگاه هاي اطلاعاتي سيستم تبديل خواهد شد. نقشه کارکرد اجزاي سيستم، فهرست اجزاي هر کارکرد منطقي را ارائه مي دهد.
در پايان اين مرحله، SSADM متوقف شده و جزئيات طراحي نرم افزار و مراحل آن آغاز مي گردد.

...بازگشت

يکي از مزاياي مهم SSADM استفاده از طيف وسيعي از ابزارها و تکنيکها براي پيشبرد مراحل توسعه سيستم مي باشد. SSADM ابزارهاي استاندارد مختلفي براي اجراي هر گام و هر عمل ارائه مي نمايند. ابزارهاي مورد استفاده در متدولوژي SSADM را مي توان به دو دسته ابزارهاي نموداري و غيرنموداري تقسيم نمود. در اين قسمت، به طور خلاصه به معرفي پاره اي از مهمترين ابزارها و روشهاي اين متدولوژي مي پردازيم :

ابزارهاي نموداري

·         نمودارهاي جريان داده (DFD)

DFD يکي از پرکاربردترين ابزارها در SSADM به شمار مي رود. اين مدل در عين سادگي، ابزار ارتباطي بسيار پر قدرتي به شمار مي رود که به راحتي براي کاربر قابل فهم مي باشد. هر DFD ارائه کننده يک سيستم اطلاعاتي از ديدگاه جهت حرکت داده مي باشد که شامل داده هاي ورودي و خروجي به سيستم مورد مطالعه مي باشد. مزيت ديگرDFD قابليت ترسيم آن در سطوح اطلاعاتي مختلف مي باشد. بنابراين يک نمودار مي تواند ديدگاهي کلي از محدوده مورد مطالعه را به دست دهد. DFD ها معمولا توسط اطلاعات جزيي که در فرهنگ داده ها نگهداري مي‌شود، پشتيباني مي گردد. اين نمودارها جهت تعيين خطوط کلي فعاليتهاي موجود مورد استفاده قرار مي گيرند و ابزار مفيدي براي انجام مصاحبه ها به شمار مي روند.
تکنيک DFD در حقيقت براي نخستين بار در روش دومارکو معرفي گرديد که با کمي تغيير در علامت گذاريها، در روش SSADM هم به کار گرفته مي‌شود.
DFD ها به طور وسيعي در مراحل اوليه SSADM براي تعريف سيستم اطلاعاتي به کار گرفته مي شوند. اين نمودارها، همچنين ابزار مهمي براي ارتباط با کاربر در خلال تعريف و انتخاب گزينه سيستم کاري (مرحله 2) به شمار مي رود. در خلال مرحله 3، DFD ها براي نمايش نيازمنديهاي سيستم انتخاب شده در مرحله 2 به کار گرفته مي‌شود. در هر حال، استفاده از DFD ها بعد از گام استخراج کارکردهاي سيستم (گام 3.3) به پايان مي رسد.

·         ساختارهاي منطقي داده (LDS )

o  معرفي و تعريف داده هايي که سازمان براي انجام عمليات خويش نيازمند به نگهداري آنها است

o  توصيف اين داده ها به روشي ساده و منطقي مستقل از هرگونه عمليات فيزيکي ويژه

o  تسهيل و روشن سازي رابطه بين توسعه دهنده و کاربر

تکنيک LDS در گامهاي مختلفي از SSADM براي دستيابي به اهداف هر گام به کار گرفته مي‌شود. گامهايي که تکنيک LDS در آنها مورد استفاده قرار مي گيرد، به شرح زير است :

o  آمادگي براي مرحله امکان سنجي (گام 1-0)

o  پي ريزي چارچوب تحليل (گام 1-1)

o  بررسي داده هاي جاري (گام 4-1)

o  توسعه مدل داده مورد نياز (گام 2-3)

o  بهکرد مدل داده مورد نياز (گام 4-3)

o  توسعه مشخصات پردازش (گام 6-3)

o  ارائه طراحي فيزيکي داده (گام 2-6)

o  بهينه کردن طراحي فيزيکي داده (گام 4-6)

·         ماتريس هستنده ـ واقعه

اين ابزار در مورد اينکه چگونه داده هاي سيستم با گذشت زمان به وسيله رويدادهاي عمل کننده بر هستنده ها تغيير مي يابند، روشنگراست . براي ترسيم اين ماتريس ساده اما بسيار مفيد، لازم است که دو فهرست تشکيل شود. فهرست نخست، فهرست هستنده ها مي باشد که از مدل منطقي داده استخراج مي گردد. دومين فهرست، فهرست وقايع مي باشد که با استفاده از نتايج گام "استخراج کارکردهاي سيستم " (گام 3-3) قابل تهيه است .

در اين ماتريس، براي هر هستنده، ترتيب، انتخاب و تکرار رويدادهاي مؤثر بر آن با استفاده از علائم نشان داده مي شوند. هر رويداد، يک محرک فرآيند است که داده هاي سيستم را تغيير مي دهد. از آنجايي که مدلسازي يکباره رويدادهاي سيستم بسيار پيچيده است، اثرات رويدادها بر هر هستنده ساختار منطقي داده ها، مدلسازي مي شوند.
مدل هستنده ـ واقعه در گام توسعه مشخصات پردازش (گام 6-3) کاربرد بسيار مهمي دارد.

·         طراحي منطقي محاوره (LDD)

اين تکنيک در حقيقت خود به 2 تکنيک جداگانه قابل تقسيم است . نخست تکنيک معرفي و تعيين محاوره که از مرحله 1 آغاز شده و در مرحله 3 به پايان مي رسد و دوم، طراحي محاوره که به طور گسترده اي در مرحله 5 کاربرد دارد. هر دو تکنيک توجه خاصي به محاوره هاي بين کاربران و سيستم اطلاعاتي دارند. تشکيل منوها و ساختارهاي مشترک، نتيجه اين تکنيکها است . تکنيک LDD، از جمله تکنيکهاي معرفي شده از سوي SSADM است تا به توسعه دهندگان اجازه دهند، نيازمنديهاي محاوره انسان ـ ماشين را براي توسعه سيستم مشخص نمايند. اين تکنيک به ويژه در جايي که امکانات نمونه سازي وجود ندارد، کارآيي بسيار زيادي دارد.

ابزارهاي غيرنموداري

·         تجزيه و تحليل رابطه اي داده ها

تکنيک تجزيه و تحليل رابطه اي داده ها، مبتني بر نظريه رابطه اي، در مرحله طراحي منطقي SSADM (مرحله 5) استفاده مي‌شود که سازماندهي منطقي داده ها را در حين تجزيه و تحليل نيازمنديها کامل مي کند.
اين تکنيک در SSADM، مفاهيم کليدي يک رهيافت رابطه اي را براي تجزيه و تحليل داده ها معرفي مي کند. تجزيه و تحليل رابطه اي داده ها شامل حرکت از داده هاي اوليه غيرفعال، به سوي پالايش متعدد اين داده هاست تا اقلام داده ها مرتب شوند و هر قلم تکراري يا مضاعف، حذف گردد. نتايج انجام اين تجزيه و تحليل بر روي گروه هاي مختلف و متعدد اقلام داده ها، ادغام يا بهينه مي شوند تا مجموعه اي از اقلام داده ها که منطبق با هستنده هاي ساختار منطقي داده ها باشند، به دست آيد. در اين نقطه، ساختار منطقي داده ها با نتايج حاصل از تجزيه و تحليل داده ها، ادغام مي‌شود.
فرآيند تجزيه و تحليل رابطه اي داده ها اطمينان مي دهد که تمام اقلام داده هاي مورد نياز سيستم، در ساختار داده هاي سيستم گنجانده شده است . همچنين، راه مناسبي براي اطمينان يافتن از اينکه داده ها به طور کامل درک شده اند، مي باشد. اگرچه تکنيک تجزيه و تحليل رابطه اي داده ها از قواعد خاصي پيروي مي کند، اما به کارگيري مؤثر اين تکنيک مستلزم درک صحيح روابط اساسي بين اقلام داده ها است .
تجزيه و تحليل رابطه اي داده ها يک تکنيک پشتيباني در SSADM به شمار مي رود. اين تکنيک در گام هاي زير به کار برده مي‌شود :

o  بررسي داده هاي جاري (گام 4-1)

o  توسعه مدل داده مورد نياز (گام 2-3)

o  بهکرد مدل داده مورد نياز (گام 4-3)

·         کنترل طراحي فيزيکي

تبديل فرآيندهاي منطقي طراحي داده ها به طراحي فيزيکي عملي، با به کارگيري تکنيکي به نام کنترل طراحي فيزيکي انجام مي گيرد. اين تکنيک شامل ارزيابي متوالي کارکرد سيستم مي باشد. سپس با اندکي اصلاح در طراحي، ارزيابي مجدد صورت مي گيرد تا اهداف کارآيي تحقق يابند. کنترل طراحي فيزيکي، به عنوان ورودي، نيازمند نتايج بررسي ويژگي هاي فيزيکي محيط است .
بي شک اين تکنيک در مرحله 6، يعني مرحله طراحي فيزيکي کاربرد دارد، اما با اين وجود در مرحله 4، يعني مرحله گزينه هاي فني سيستم، پاره اي از نيازمنديهايي اين تکنيک انجام مي گيرد. اين تکنيک در گام هاي زير از مرحله 6 SSADM به کار گرفته مي‌شود :
o  آمادگي براي طراحي فيزيکي (گام 1-6)
o  ارائه طراحي فيزيکي داده (گام 2-6)
o  بهينه کردن طراحي فيزيکي داده (گام 4-6)

·         تضمين کيفيت

همانطور که پيش از اين نيز گفته شد، SSADM تأکيد بسياري بر بازبيني هاي رسمي تأييد کيفيت در انتهاي هر مرحله دارد. حصول اطمينان از اينکه محصولات هر مرحله از نظر تکنيکي صحيح و مطابق با کار انجام گرفته در مرحله پيشين، بنا مي‌شود، در سراسر پروژه برقرار است . بديهي است با شالوده هاي ضعيف، خطر ضعيف بودن کارهاي بعدي افزايش مي يابد.
محصولات هر مرحله بايد از سوي تيمي متشکل از کاربران مسئول که اجازه دارند درباره تداوم پروژه اظهار نظر نمايند و در نهايت فردي که در SSADM متبحر باشد مورد بازنگري قرار گيرد. اين عمل به صورت رسمي انجام مي گيرد تا پيش از اصلاح خطاهاي شناسايي شده از سوي تجديد نظرکنندگان، آغاز مراحل بعدي ممکن نباشد.

·         برآورد پروژه

برآورد پروژه از جمله تکنيکهايي است که انجام مراحل مختلف SSADM را تسهيل مي کند. پس از ترسيم نمودار اوليه جريان داده ها و ساختار منطقي داده ها، از تکنيک برآورد پروژه براي برآورد تعداد
نمودارهايي که در سراسر پروژه تکميل خواهد شد، استفاده مي‌شود. نتايج حاصل از رهنمودهاي برآورد طي پروژه پالايش مي شوند. برآوردهاي انجام شده در آغاز پروژه، دقيق نيستند اما ايده هايي در مورد بزرگي و اهميت پروژه، ارائه مي دهند.

...بازگشت

CCTA که مسئول توسعه متدولوژي SSADM است، در برنامه هاي راهبردي خويش جهت توسعه سيستمهاي اطلاعاتي، به يک رهيافت برنامه ريزي و تحليل سازمان نگر معتقد مي باشد. تکنيکهاي به کار گرفته شده در اين رهيافت همگي مبتني بر شرايط سازمان بوده و فرصت هاي بهبود اين شرايط را معرفي مي کنند.
رهيافت سازمان نگر به طرز عميقي بر فلسفه، ابزارها، تکنيکها و نحوه مستندسازي SSADM تأثير گذاشته است . اين تأثير SSADM را جهت ارائه راه حلهاي جامع و يکپارچه اطلاعاتي براي سازمانهاي گسترده مناسب ساخته است .
SSADM يک متدولوژي جامع نگر است که تمام مراحل زيستچرخ را کم و بيش پوشش مي دهد.

...بازگشت

همانطور که گفته شد خاستگاه SSADM کشور انگلستان است و بيشتر پروژه هاي بزرگي که با استفاده از اين متدولوژي انجام شده مربوط به اين کشور بوده است . از اين رو بديهي است که هرگونه مستندات و يا انتشارات دست اول راجع به اين روش را بايستي از طريق منابع انگليسي جستجو نمود. ساختار SSADM قابل تدريس بوده و در بسياري از دانشگاه ها بريتانيا اين متدولوژي براي واحدهاي سيستم اطلاعاتي انتخاب مي‌شود.
پس از آنکه در ابتداي دهه 198شرکت "مهندسين مشاور مديريت سيستم هاي لارمونت و بورچت " SSADM را به جهان معرفي نمود، آژانس مرکزي مخابرات و محاسبات ماشيني (CCTA) انگلستان وظيفه پشتيباني و توسعه اين متدولوژي را عهده دار شد. در حقيقت بايستي گفت که بدون فعاليتهاي CCTA، بي شک SSADM موقعيت کنوني خويش را نداشت .
در حال حاضر CCTA بزرگترين حامي SSADM در سراسر جهان محسوب مي‌شود. اين آژانس در وهله اول از ابتداي معرفي SSADM همواره در صدد تهيه روايتهاي جديدي از اين متدولوژي بوده است که آنها را به وسيله انتشارات خويش پشتيباني مي کند. هم اکنون CCTA بسياري از فعاليتهايي را که در زمينه ترويج ابزارها و تکنيکهاي SSADM، تهيه CASE هاي پشتيباني کننده اين متدولوژي و انتشار مدارک و مستندات مربوط به اين متدولوژي انجام مي‌شود، مورد حمايت قرار مي دهد.
امروزه SSADM در خارج از انگلستان نيز يک متدولوژي کاملا شناخته شده است . به گفته طرفداران اين متدولوژي، تاکنون نزديک به 14سازمان SSADM را براي ساماندهي اطلاعات خويش برگزيده اند، 28 مؤسسه آموزشي آن را تدريس مي کنند و 3ابزار CASE پشتيباني آن را به عهده دارند.
SSADM از پشتيباني قوي ابزارهاي CASE برخوردار است . از سال 1989، اين متدولوژي توسط اين ابزارها حمايت مي شده است . شرکت ORACLE از طريق محصولي با نام تجاري CASE*METHOD اين متدولوژي را حمايت کرده و شرکت IBM نيز ابزار پشتيباني SSADM را با نام تجاري AD/cycle روانه بازار ساخته است .
SSADM در کشور ما نيز متدولوژي شناخته شده اي به شمار مي رود و به صورت پراکنده در برخي پروژه ها به کار گرفته شده است . همچنين مستندات و مراجعي به زبان فارسي در مورد اين متدولوژي وجود دارد.

...بازگشت

پس از مطالب گفته شده پيرامون متدولوژي SSADM، حال زماني است که مي توانيم درباره ميزان کارآيي اين متدولوژي در شرايط خاص ايران به داوري بنشينيم .
همانطور که گفته شد متدولوژي SSADM يک متدولوژي داده مدار است و توجه خاصي به طراحي پايگاه هاي اطلاعاتي دارد. اين خصلت مي تواند براي به کارگيري اين روش در طراحي سيستم هاي اطلاعاتي گسترده يک امتياز کلي تلقي گردد. از سوي ديگر اين متدولوژي در سطح کشور، متدولوژي شناخته شده اي به شمار مي رود و بسياري از نهادها و مراکز مرتبط با مقوله طراحي سيستم حداقل به طور کلي با آن آشنايي دارند. قابل دسترس بودن پاره اي از مستندات و مکتوبات تشريح کننده اين متدولوژي در سطح کشور از ديگر مزاياي عمده اين روش است . اکثر ابزارهاي CASE متداول در ايران، اين متدولوژي را پشتيباني مي کنند.
يکي از بزرگترين نقاط ضعف SSADM، اهميت نسبتاً ناچيزي است که در آن به مرحله برنامه ريزي راهبردي داده مي‌شود. به همين دليل اکثر سازمانهايي که به دنبال راه حلهاي جامعي براي سيستم هاي اطلاعاتي خود مي گردند، به سراغ متدولوژيهاي ديگري که به برنامه ريزي راهبردي بهاي بيشتري مي دهند، رفته اند.

...بازگشت

اصول، مراحل و تکنيکهاي SSADM مفصلا در کتاب زير تشريح شده است :

Downs, E., Structured Analysis and Design Method: Application and Context, Prentic-Hall, 1992

کتابهاي زير را مي توان به عنوان مراجع رسمي متدولوژي به کار برد:

Eva, M., SSADM Version 4: A User's Guide, 2nd ed., McGraw-Hill, 1994
Weaver, P.L., Practical SSADM Version 4: A Complete Turorial Guide, Pitman, 1993

شرح کوتاه و گويايي از روش SSADM را مي توان در منبع زير يافت : (بخش 5.6)

Avison, D.E. and Fitzgerald, G., Information Systems Development:
Methodologies, Techniques and Tools, 2nd edition, McGraw-Hill, 1995

از جمله مراجع فارسي، کتاب زير قابل ذکر است :

اشورت، ک . و گودلند، م .، روش ساخت يافته تجزيه و تحليل و طراحي سيستم ها، ترجمه شهناز پيروزفر، انتشارات دانشگاه هرمزگان، 1377

...بازگشت