|
v مقايسه متدولوژيهاي توسعه سيستمهاي اطلاعاتي - تحليل و طراحي ساختيافته سيستمها
SSADM يکي از اعضاي خانواده روشهاي توسعه سيستمهاي اطلاعاتي است که از ابتداي دهه 1980، به عنوان مهمترين روش تحليل و طراحي سيستمهاي اطلاعاتي در انگلستان به کار گرفته شده است. اين روش در ابتدا توسط مهندسين مشاور مديريت سيستمهاي لارمونت و بورچت
(LBMS) معرفي شد و سپس با همکاري آژانس مرکزي مخابرات و محاسبات ماشيني (CCTA) که مسئول آموزش کامپيوتر و تأمين سختافزار جهت سازمانهاي دولتي در انگلستان ميباشد، توسعه يافت.
· مراحل · ابزارها · كاربرد · پشتيباني
الف) دادهگرايي :
SSADM يک متدولوژي دادهگرا است و بر روي مدلسازي داده و تشکيل پايگاههاي داده تأکيد دارد. دادهها، به مراتب از فرآيندها و يا روالهايي که بر روي آنها عمل ميکنند، پايدارتر هستند. به همين دليل، داده جوهره پايدار هر سيستم اطلاعاتي است.
SSADM روايت 4، داراي 5 فاز و 7 مرحله است. فعاليتهايي که در هر مرحله انجام ميگيرد، به شرح زير است : فاز اول : امکان سنجي مرحله 0 ـ امکان سنجي · آمادگي براي مرحله امکانسنجي · تعريف مسئله · انتخاب گزينههاي امکانسنجي · ارائه گزارش امکانسنجي فاز دوم : تحليل نيازها مرحله 1 ـ بررسي محيط فعلي · پي ريزي چارچوب تحليل · بررسي و تعريف نيازها · بررسي فرآيندهاي موجود · بررسي داده هاي موجود · ترسيم تصوير منطقي خدمات موجود · ارائه نتايج بررسي مرحله 2 ـ گزينه يابي سيستم کاري (BSO) · تعريف گزينه هاي سيستم کاري · انتخاب گزينه هاي سيستم کاري · تعريف نيازها فاز سوم : تعيين مشخصات نيازمنديها مرحله 3ـ تعريف نيازمنديها · تعريف سيستم پردازش مورد نياز · توسعه مدل داده مورد نياز · استخراج کارکردهاي سيستم · بهکرد مدل داده مورد نياز · تهيه نمونه هاي مشخصات · توسعه مشخصات پردازش · تأييد اهداف سيستم · ارائه مشخصات نيازمنديها فاز چهارم : مشخصات سيستم منطقي مرحله 4ـ گزينه هاي فني سيستم · تعريف گزينه هاي فني · انتخاب گزينه هاي فني · تعريف فاز طراحي فيزيکي مرحله 5ـ طراحي منطقي · تعريف محاوره هاي کاربر · تعريف پردازشهاي بهنگامسازي · ارائه طراحي منطقي فاز پنجم : طراحي فيزيکي مرحله 6 ـ طراحي فيزيکي · آمادگي براي طراحي فيزيکي · ارائه طراحي فيزيکي داده · ارائه نقشه کارکرد اجزاء سيستم · بهينه کردن طراحي فيزيکي داده · تکميل مشخصات کارکردي · منسجم کردن واسط پردازش داده · ارائه طراحي فيزيکي در اين قسمت به تشريح تفصيلي هريک از 7 مرحله ياد شده SSADM مي پردازيم . مرحله 0 ـ امکانسنجي
در اين مرحله اطمينان حاصل خواهد شد که پروژهاي که در گام برنامهريزي پيشنهاد شده، عملي است . اين به اين معني است که از لحاظ فني اجراي آن ممکن است و منافع سيستم اطلاعاتي بر هزينههاي آن ميچربد.
· آمادگي براي مطالعه ؛ که در آن چارچوب پروژه مشخص ميشود. · تعريف مسئله ؛ که در آن بين نيازمنديها و وضعيت موجود مقايسه هايي به عمل مي آيد. · انتخاب گزينه هاي امکان سنجي ؛ که در آن گزينه هاي مختلف بررسي شده و يکي از آنها انتخاب مي گردد. · ارائه گزارش امکان سنجي .
تکنيکهايي نظير انجام مصاحبه و تکميل پرسشنامه در اين مرحله جهت ترسيم نمودار جريان داده به کار گرفته مي شوند. چنانکه از مرحله امکان سنجي انتظار مي رود، در اين مرحله تنها خطوط کلي طراحي سيستم ترسيم مي گردد و جزئيات چندان مورد بحث قرار نمي گيرد. جزئيات در مراحل بعدي مورد توجه قرار مي گيرد.
مرحله 1 : بررسي محيط فعلي
دومين فاز، يعني تحليل نيازمنديها خود داراي 2 مرحله است : بررسي محيط فعلي و گزينه يابي سيستم کاري . اين فاز شرايط را براي اجراي مراحل بعدي آماده مي کند، زيرا نيازمنديهايي را که سيستم جديد بايد جوابگوي آنها باشد، به طور کامل مشخص کرده و مسير بقيه پروژه را روشن مي کند.
مرحله 2ـ گزينه يابي سيستم کاري (BSO)
هدف اين مرحله اين است که کارکرد سيستم جديد، اندازه گيري شده و مورد موافقت مديران و کاربران قرار گيرد. در مرحله قبل، فهرست نيازمنديهايي که از لحاظ هزينه قابل اجرا هستند، مورد مطالعه قرار مي گيرند (با استفاده از تکنيکهاي تحليل هزينه ـ منافع )
و اين نيازمنديها با جزئيات بيشتر مورد مطالعه قرار مي گيرند. در اين مرحله تعدادي گزينه مطرح مي گردد که تمامي آنها قادر به جوابگويي به مجموعه نيازها انتخاب شده کاربر هستند. پاره اي از گزينه هاي انتخاب شده به مديريت سازمان ارائه شده و يکي از
آنها جهت ادامه کار انتخاب ميشود (ممکن است ترکيبي از مجموعه گزينه هاي عرضه شده انتخاب شود). هريک از گزينه ها شامل اين موارد مي گردند :
مرحله 3ـ تعريف نيازمنديها
در اين مرحله، نيازمنديها به طور کامل تعريف شده و راهنماي روشني براي طراحي مراحلي که در پي مي آيند تهيه مي گردد. از اين مرحله، به عنوان "نقطه عطف " SSADM نام برده ميشود، جايي که بررسي و تجزيه و تحليل، جاي خود را به تعيين ويژگي و
طراحي مي دهد. در اين مرحله فهرست نيازمنديها مورد بررسي قرار گرفته و بهنگام خواهد شد و در پي آن، مدل منطقي هستنده به وسيله نرماليزه کردن روابط توسعه مي يابد. همچنين در اين مرحله، مدل جريان داده نيز گسترش يافته و با تعريف نقش هاي کاربرد در
سيستم جديد، به عنوان ابزار ارتباط با کاربران مورد استفاده قرار مي گيرد. اما با وجود طراحي مدل جريان داده، اين مدل هستنده است که در اين مرحله مورد تأکيد قرار مي گيرد و به عنوان زيربناي اصلي طراحي منطقي سيستم جديد مطرح ميشود. در اين مرحله،
فرمهاي مستندسازي مربوط به تمام هستنده ها و مشخصه هاي آنها تهيه و تکميل خواهد شد. اجزاء هر کارکرد مانند وروديها، خروجيها و وقايع نيز در همين مرحله تعريف مي شوند. جزئيات کامل هر کارکرد با استفاده از فرمهاي مخصوص مستند مي گردد. نمودارهاي
مرحله 4ـ گزينه هاي فني سيستم
اين مرحله و مرحله بعدي به صورت موازي به پيش برده ميشود. در مرحله گزينه هاي فني سيستم، محيطي که سيستم در آن کار خواهد کرد، به معني پيکربندي سخت افزاري و نرم افزاري، راهبردهاي توسعه، روابط درون سازماني و کارکرد سيستم مورد ارزيابي قرار مي گيرد.
مرحله 5 ـ طراحي منطقي در مرحله 5، ساختارهاي ديالوگ، ساختارهاي منو و طراحي براي کاربران خاص يا نقش هاي کاربر تعريف مي شوند. درگير شدن کاربر در اين مرحله بسيار مهم است . نمونه هاي تهيه شده در مرحله 3، به کاربر ارائه مي گردد. در پي زيستچرخ هاي طراحي شده در مرحله 3، در اين مرحله فرآيندها و عملکردها تعريف مي گردند. به عبارت ديگر، در اين مرحله جزئياتي بيشتر درباره اينکه سيستم چگونه کار کرده و چگونه عمليات پي آيند هر واقعه را کنترل خواهد کرد، تعريف مي شوند. در اين مرحله، مسئله اعتبار داده هاي وارد شده به سيستم نيز مطرح مي گردد. با انجام شدن اين عمليات، تمام پيش نيازهاي طراحي راه حل فيزيکي جمع شده است . مرحله 6 ـ طراحي فيزيکي
اين مرحله، آخرين مرحله SSADM به شمار مي آيد. در اين مرحله، طراحي منطقي انجام شده به طراحي يک محيط فيزيکي ويژه تبديل ميشود. يک نقشه کارکرد اجزا سيستم (FCIM) نتايج اين مرحله را به صورت مستند ارائه مي دهد. اين مرحله خطوط اصلي
اجراي فيزيکي را ارائه کرده و قابليت کاربرد جهت آرايش سخت افزاري و نرم افزاري را داراست . در اينجا نقش يک متخصص، يک برنامه نويس و طراحان پايگاه اطلاعاتي بسيار حساس است . هرچند تحليل گر و کاربر نيز بايستي براي تضمين اينکه طراحي نهايي، قادر به جوابگويي به نيازهاي کاربر باشد نيز در دسترس باشند.
يکي از مزاياي مهم SSADM استفاده از طيف وسيعي از ابزارها و تکنيکها براي پيشبرد مراحل توسعه سيستم مي باشد. SSADM ابزارهاي استاندارد مختلفي براي اجراي هر گام و هر عمل ارائه مي نمايند. ابزارهاي مورد استفاده در متدولوژي SSADM را مي توان به دو دسته ابزارهاي نموداري و غيرنموداري تقسيم نمود. در اين قسمت، به طور خلاصه به معرفي پاره اي از مهمترين ابزارها و روشهاي اين متدولوژي مي پردازيم : ابزارهاي نموداري · نمودارهاي جريان داده (DFD)
DFD يکي از پرکاربردترين ابزارها در SSADM به شمار مي رود. اين مدل در عين سادگي، ابزار ارتباطي بسيار پر قدرتي به شمار مي رود که به راحتي براي کاربر قابل فهم مي باشد. هر DFD ارائه کننده يک سيستم اطلاعاتي از ديدگاه جهت حرکت داده مي
باشد که شامل داده هاي ورودي و خروجي به سيستم مورد مطالعه مي باشد. مزيت ديگرDFD قابليت ترسيم آن در سطوح اطلاعاتي مختلف مي باشد. بنابراين يک نمودار مي تواند ديدگاهي کلي از محدوده مورد مطالعه را به دست دهد. DFD ها معمولا
توسط اطلاعات جزيي که در فرهنگ داده ها نگهداري ميشود، پشتيباني مي گردد. اين نمودارها جهت تعيين خطوط کلي فعاليتهاي موجود مورد استفاده قرار مي گيرند و ابزار مفيدي براي انجام مصاحبه ها به شمار مي روند.
· ساختارهاي منطقي داده (LDS ) o معرفي و تعريف داده هايي که سازمان براي انجام عمليات خويش نيازمند به نگهداري آنها است o توصيف اين داده ها به روشي ساده و منطقي مستقل از هرگونه عمليات فيزيکي ويژه o تسهيل و روشن سازي رابطه بين توسعه دهنده و کاربر تکنيک LDS در گامهاي مختلفي از SSADM براي دستيابي به اهداف هر گام به کار گرفته ميشود. گامهايي که تکنيک LDS در آنها مورد استفاده قرار مي گيرد، به شرح زير است : o آمادگي براي مرحله امکان سنجي (گام 1-0) o پي ريزي چارچوب تحليل (گام 1-1) o بررسي داده هاي جاري (گام 4-1) o توسعه مدل داده مورد نياز (گام 2-3) o بهکرد مدل داده مورد نياز (گام 4-3) o توسعه مشخصات پردازش (گام 6-3) o ارائه طراحي فيزيکي داده (گام 2-6) o بهينه کردن طراحي فيزيکي داده (گام 4-6) · ماتريس هستنده ـ واقعه اين ابزار در مورد اينکه چگونه داده هاي سيستم با گذشت زمان به وسيله رويدادهاي عمل کننده بر هستنده ها تغيير مي يابند، روشنگراست . براي ترسيم اين ماتريس ساده اما بسيار مفيد، لازم است که دو فهرست تشکيل شود. فهرست نخست، فهرست هستنده ها مي باشد که از مدل منطقي داده استخراج مي گردد. دومين فهرست، فهرست وقايع مي باشد که با استفاده از نتايج گام "استخراج کارکردهاي سيستم " (گام 3-3) قابل تهيه است .
در اين ماتريس، براي هر هستنده، ترتيب، انتخاب و تکرار رويدادهاي مؤثر بر آن با استفاده از علائم نشان داده مي شوند. هر رويداد، يک محرک فرآيند است که داده هاي سيستم را تغيير مي دهد. از آنجايي که مدلسازي يکباره رويدادهاي سيستم بسيار پيچيده است، اثرات رويدادها بر هر هستنده ساختار منطقي داده ها، مدلسازي مي شوند.
· طراحي منطقي محاوره (LDD) اين تکنيک در حقيقت خود به 2 تکنيک جداگانه قابل تقسيم است . نخست تکنيک معرفي و تعيين محاوره که از مرحله 1 آغاز شده و در مرحله 3 به پايان مي رسد و دوم، طراحي محاوره که به طور گسترده اي در مرحله 5 کاربرد دارد. هر دو تکنيک توجه خاصي به محاوره هاي بين کاربران و سيستم اطلاعاتي دارند. تشکيل منوها و ساختارهاي مشترک، نتيجه اين تکنيکها است . تکنيک LDD، از جمله تکنيکهاي معرفي شده از سوي SSADM است تا به توسعه دهندگان اجازه دهند، نيازمنديهاي محاوره انسان ـ ماشين را براي توسعه سيستم مشخص نمايند. اين تکنيک به ويژه در جايي که امکانات نمونه سازي وجود ندارد، کارآيي بسيار زيادي دارد. ابزارهاي غيرنموداري · تجزيه و تحليل رابطه اي داده ها
تکنيک تجزيه و تحليل رابطه اي داده ها، مبتني بر نظريه رابطه اي، در مرحله طراحي منطقي SSADM (مرحله 5) استفاده ميشود که سازماندهي منطقي داده ها را در حين تجزيه و تحليل نيازمنديها کامل مي کند.
o بررسي داده هاي جاري (گام 4-1) o توسعه مدل داده مورد نياز (گام 2-3) o بهکرد مدل داده مورد نياز (گام 4-3) · کنترل طراحي فيزيکي
تبديل فرآيندهاي منطقي طراحي داده ها به طراحي فيزيکي عملي، با به کارگيري تکنيکي به نام کنترل طراحي فيزيکي انجام مي گيرد. اين تکنيک شامل ارزيابي متوالي کارکرد سيستم مي باشد. سپس با اندکي اصلاح در طراحي، ارزيابي مجدد صورت مي گيرد تا اهداف کارآيي تحقق يابند. کنترل طراحي فيزيکي، به عنوان ورودي، نيازمند نتايج بررسي ويژگي هاي فيزيکي محيط است .
· تضمين کيفيت
همانطور که پيش از اين نيز گفته شد، SSADM تأکيد بسياري بر بازبيني هاي رسمي تأييد کيفيت در انتهاي هر مرحله دارد. حصول اطمينان از اينکه محصولات هر مرحله از نظر تکنيکي صحيح و مطابق
با کار انجام گرفته در مرحله پيشين، بنا ميشود، در سراسر پروژه برقرار است . بديهي است با شالوده هاي ضعيف، خطر ضعيف بودن کارهاي بعدي افزايش مي يابد.
· برآورد پروژه
برآورد پروژه از جمله تکنيکهايي است که انجام مراحل مختلف SSADM را تسهيل مي کند. پس از ترسيم نمودار اوليه جريان داده ها و ساختار منطقي داده ها، از تکنيک برآورد پروژه براي برآورد تعداد
CCTA که مسئول توسعه متدولوژي SSADM است، در برنامه هاي راهبردي خويش جهت توسعه سيستمهاي اطلاعاتي، به يک رهيافت برنامه ريزي و تحليل سازمان نگر معتقد مي باشد. تکنيکهاي به کار گرفته شده در اين رهيافت همگي مبتني بر شرايط سازمان بوده و فرصت هاي بهبود اين شرايط را معرفي مي کنند.
همانطور که گفته شد خاستگاه SSADM کشور انگلستان است و بيشتر پروژه هاي بزرگي که با استفاده از اين متدولوژي انجام شده مربوط به اين کشور بوده است . از اين رو بديهي است که هرگونه
مستندات و يا انتشارات دست اول راجع به اين روش را بايستي از طريق منابع انگليسي جستجو نمود. ساختار SSADM قابل تدريس بوده و در بسياري از دانشگاه ها بريتانيا اين متدولوژي براي واحدهاي سيستم اطلاعاتي انتخاب ميشود.
پس از مطالب گفته شده پيرامون متدولوژي SSADM، حال زماني است که مي توانيم درباره ميزان کارآيي اين متدولوژي در شرايط خاص ايران به داوري بنشينيم .
اصول، مراحل و تکنيکهاي SSADM مفصلا در کتاب زير تشريح شده است :
Downs, E., Structured Analysis and Design Method: Application and Context, Prentic-Hall, 1992
کتابهاي زير را مي توان به عنوان مراجع رسمي متدولوژي به کار برد: Eva, M., SSADM Version 4: A User's Guide, 2nd ed., McGraw-Hill, 1994Weaver, P.L., Practical SSADM Version 4: A Complete Turorial Guide, Pitman, 1993 شرح کوتاه و گويايي از روش SSADM را مي توان در منبع زير يافت : (بخش 5.6)
Avison, D.E. and Fitzgerald, G., Information Systems Development:
از جمله مراجع فارسي، کتاب زير قابل ذکر است : اشورت، ک . و گودلند، م .، روش ساخت يافته تجزيه و تحليل و طراحي سيستم ها، ترجمه شهناز پيروزفر، انتشارات دانشگاه هرمزگان، 1377 |